استاد ۱۲۷ -اعجاز تفکرات استاد الهی در ایجاد پارادایم های جدید

 


Article Metadata

Author: Faramarz Tabesh
ISNI: 0000 0005 2737 2290

Affiliation: Founder and Director, Research Institute Andishe Online Germany (AOG)
ISNI: 0000 0005 2724 714X | Ringgold ID: 823032

Journal: Andishe | ISSN: 1619-9898

Article Type: Interdisciplinary Sciences (also known as Integrative Sciences)

Keywords:
Ontology, Cognitive Discussion, Scientific Analysis, Conceptual Misconceptions, Epistemology, Interdisciplinary Critique, Philosophy of Mind.

Publication Dates:

Persian (Original Edition):  Published on September 08, 2022

Archive Code: AOG-2022-FA | Encoded Title String: Huühc jtövhj hsjhn hgid nv hdühn #hvhnhdlihd ündn

مقاله در زنودو




اعجاز تفکرات استاد الهی در ایجاد پارادایم های جدید

به مناسبت یکصد و بیست هفتمین سالروز تولد استاد نورعلی الهی (۱۸۹۵ تا ۱۹۷۴میلادی)

 

چکیده

این مقاله به بررسی جایگاه اندیشه‌های استاد نورعلی الهی (۱۸۹۵–۱۹۷۴) در شکل‌گیری پارادایم‌های نوین در حوزه‌های انسان‌شناسی، روان‌شناسی، فلسفه ذهن و علوم تلفیقی می‌پردازد. پژوهش حاضر با تکیه بر مفهوم «پارادایم» در نظریه توماس کون، تلاش می‌کند نشان دهد که آموزه‌های استاد الهی را می‌توان به‌عنوان الگویی نوظهور در تبیین منشأ هستی، ساختار انسان و ماهیت روان مورد تحلیل قرار داد. در این چارچوب، انسان نه صرفاً موجودی مادی، بلکه ترکیبی از ابعاد فیزیکی و کوانتومی معرفی می‌شود که شامل «روح بشری» و «روح ملکوتی» است؛ مفاهیمی که در این مقاله به‌عنوان مبنایی برای بازتعریف «خودیت واقعی» و تبیین فرآیندهای ادراک، تفکر، آگاهی و رفتار انسانی مطرح شده‌اند.

مقاله همچنین با مقایسه دیدگاه‌های رایج روان‌شناسی مدرن، به‌ویژه نظریات اولریک نیسر درباره «خودیت»، با تبیین‌های استخراج‌شده از آموزه‌های استاد الهی، به نقد محدودیت‌های پارادایم‌های موجود در علوم شناختی و روان‌شناسی می‌پردازد. نویسنده بر این باور است که عدم توجه علوم آکادمیک به مقوله روح و ابعاد متافیزیکی انسان، موجب ناتمام ماندن شناخت روان و شخصیت انسانی شده است. از این منظر، آموزه‌های استاد الهی زمینه‌ساز تحولی بنیادین در فهم رابطه روح، روان، ذهن و جسم تلقی می‌شوند.

در ادامه، مقاله به مباحثی همچون سیر تکاملی روح، قوم‌شناسی، نظام کارما، جهان موازی کوانتومی و منشأ تنوع نژادی و فرهنگی پرداخته و آن‌ها را در قالب یک جهان‌بینی منسجم تحلیل می‌کند. نتیجه‌گیری پژوهش بر این نکته تأکید دارد که اندیشه‌های استاد الهی ظرفیت آن را دارند که در آینده، به‌عنوان پارادایم‌هایی مسلط در پیوند میان علم، فلسفه و عرفان مورد توجه مراکز علمی و پژوهشی قرار گیرند.

 

مقدمه

همه ساله در چنین روزی در دهم سپتامبر که فردای آن، سالروز تولد استاد الهی می باشد، در برخی از شهرهای اکثر کشورهای جهان، جشن هایی به مناسبت سالروز تولد وی به اجرا درمی آید. ما در پژوهشکده اندیشه آنلاین آلمان نیز، علاوه بر اجرای چنین جشن هایی، مقالاتی را به همین مناسبت تهیه نموده، به صورت فایل نوشتاری، صوتی و ویدئوکلیپ در اختیار عموم قرار می دهیم.[سند ۱]

در سالهای پیش در مقالاتی که به همین مناسبت تهیه نمودیم، به جنبه هایی از شخصیت معنوی و دستاوردهای بی مانند استاد الهی و تشریح  آن پرداختیم.  اما امسال تصمیم بر آن است که بطور نسبتن عمیق تر به دو مقوله انسانشناسی و روانشناسی از دیدگاه استاد الهی پرداخته شود.

 

پیشگفتار

استاد الهی را می توان بی شک تأثیرگذارترین شخصیتی دانست که در تمدن حاضر ظهور یافته است. پشتوانه چنین ادعایی، چندصد مقاله ای می باشد که تا به این ساعت در بیست زمینه مختلف، از جمله در زمینه های فیزیکی، بیولوژیکی، عرفانی، فلسفی، اجتماعی، سیرکمالی،  تاریخی، روانشناسی، انسان شناسی، علوم فضا و غیره، به شش زبان ارائه داده ایم. همه این مقالات در زمینه های یاد شده فوق، بر اساس آموزه های منحصربه‌فرد استاد الهی به رشته تحریر درآمده اند.

یک محقق بی طرف با مطالعه این مقالات، احتمالن به این نتیجه خواهد رسید که آنچه استاد الهی به بشریت ارائه داده است، در این گستردگی، حداقل در تمدن حاضر ارائه نشده است. باید توجه داشت: قدمت این تمدن بر اساس تحقیقات ما در پژوهشکده اندیشه آنلاین آلمان در آموزش های برجای مانده از استاد الهی، حداکثر ۵۰۰۰ سال می باشد.

مطلب مهم دیگری که این محقق فرضی بی طرف و عاری از دگماهای از پیش تعیین شده ذهنی درک خواهد کرد آن است که بسیاری از آنچه باید در مورد ایجاد جهان هستی دانست، حتی قبل از انفجار بزرگ، مهبانگ، بیگ بنگ و یا هرچه آن را بنامیم، تعریف، تفسیر و ارائه شده است. این امر شامل همه اَشکال حیاتِ سیارات در پهنه هستی می‌شود و تا ایجاد موجودات در سیاره ما، در قالبی علمی و در کلیتِ خود، بدون گوشه‌های تاریک، منسجم و به هم پیوسته تشریح می‌شود. [سند ۲]

با وجود آنچه فوقن بیان شد، قبل از پرداختن به بدنه اصلی مقاله، باید به این امر مهم توجه داشت که افکار و عقاید استاد الهی بر لزوم همکاری دوجانبه علوم آکادمیک از یک سو و علوم حقیقی و ازلی (قوانین مربوط به ایجاد و گسترش هستی و موجودات آن) که فعلن در محدوده متافیزیک[1] قرار دارند از سوی دیگر، تأکید دارد. این بخش دوم در حال حاضر در پژوهشکده اندیشه آنلاین آلمان از آموزش های استاد الهی استخراج شده و در تلفیقی با علوم آکادمیک، بخشی از آن در همان سایت، به ویژه در بخش «علوم تلفیقی» به شش زبان در دسترس عموم قرار دارد. [سند ۳]


انقلاب در تفکر و تغییرجهت در دیدگاه های علمی

تعریف پارادایم(paradigm)  و مراحل آن

با اندکی جستجو در مورد این کلمۀ نسبتن نوظهور به این نتیجه می رسیم که ريشه آن از كلمه يونانی «پارادايما» (parádeigma)  به مفهوم مدل و الگو می باشد.

شاید برای اولین بار توماس کون [2] در کتاب خود با نام «ساختار انقلاب‌های علمی[3]» از کلمه پارادایم استفاده نموده، بدون آنکه بطور روشن و واضح به توضیح آن پرداخته باشد.
با این حال از مجموع تفاسیری که از این کلمه عنوان شده است و با در نظر گرفتن ریشه یونانی آن، می توان یک تعریف ساده برای آن در نظر گرفت:

 

 " تمام اطلاعات و دانستنی هایی که در یک مورد خاص، بطور کلی پذیرفته شده اند، و در بررسی و تحقیقات آتی، در همان زمینه، به عنوان پیش فرض بکار گرفته می شوند." 

یک مثال:

هر دانشمندی بخواهد در مورد نور بررسی جدیدی را آغاز کند، باید به عنوان یک پارادایم، نقطه نظرات آلبرت اینشتین و دیگر محققین، مبنی بر آنکه، نور از فوتون تشکیل شده و می تواند حرکات موجی و یا ذره ای داشته باشد را مد نظر قرار دهد.

اما آنچه به کار ما در نگارش این مقاله می آید، مراحلی است که کون به درستی برای این اصطلاح قائل است.

کون، روند تکاملی علوم  را به چهار مرحله تقسیم می کند:

مرحله اول: «مرحله پیش از پارادایم» است که در این دوره، دانشمندان، یک الگو و نمونه مشخص علمی‌، در مورد موضوع مورد تحقیق در دست ندارند .

مرحله دوم: «مرحله پارادایمی» است که با ارائه تئوری های اولیه و جا افتادن آن در مراکز آکادمیک، نطفه اولین پارادایم در آن مورد خاص شکل می گیرد.

مرحله سوم: «مرحله بحران» است که پارادایم مسلط، نزد بخش مهمی از جامعه علمی با شکست مواجه شده و لاجرم پارادایم‌های جدیدی ابداع می‌شوند و تنوع پارادایمی شکل می‌گیرد.

مرحله چهارم: زمانیست که انقلاب علمی به وجود می‌آید و پارادایم جدید مستقر می‌شود.

با در نظر گرفتن دسته بندی فوق، توسط کون، می توان گزارش استاد الهی از نحوه  ایجاد جهان هستی از قبل از بیگ بنگ تا شروع انبساط جهان و همینطور ایجاد موجودات در زمین را مرحله تشکیل اولین پارادایم دانست که از یک انسجام علمی و منطقی در این زمینه برخوردار است. پارادایمی که بر آن اساس، همه تحقیقات ما در مورد زمینه های یاد شده به انجام رسیده و در قالب دو کتاب «زیست شناسی بعد دوم» و «آفرینش از دیدگاه استاد الهی، فیزیک نوین ذرات» بخشهایی از آن در اختیار عموم قرار داده شده است[4].

اگر بخواهیم توضیحات و تفاسیر غیرشفاف و فاقد انسجام نظری کافی که توسط ادیان ارائه شده اند، و یا تئوری های ناقص علمی را در نظر بگیریم و بر آن اساس ادعا کنیم که آن تفاسیر، در واقع پارادایم های اولیه در این مورد بوده اند، در آن صورت باید آنچه استاد الهی عنوان داشته اند را در مرحله سوم یا مرحله بحران پارادایمی دانست، زیرا آنچه بوسیله ادیان و علم عنوان شده است، نزد بخش وسیعی از جوامع بشری مردود شمرده می شود و قابل قبول نیست. دلیل این ادعا نیز تعداد رو به افزایش آتئیست های جهان است که شرح آن در مقاله «آتئیسم، آنالیز و ریشه یابی» ارائه شده است.

با این حساب می توان ادعا نمود که ما در یک اینتروال از زمان، مابین مرحله سوم و چهارم قرار داریم، زیرا همانطور که گفته شد، پارادایم جدیدی ایجاد شده است که بر پارادایم های قدیمی مسلط است، اما هنوز مستقر نشده است.

 

عصر ایجاد پارادایم های مستحکم جدید

برای آنکه بتوانیم به درستی در مورد آنکه آیا تفکرات و یافته های استاد الهی را می توان به عنوان پارادایم هایی جدید و مسلط در زمینه های مختلف، از جمله در مقوله یاد شده فوق در نظر گرفت یا خیر، لازم می آید به یک قیاس کوچک در مورد مباحث مربوط به علوم شناختی (علوم ذهن شناسی) یا فلسفه ذهن که در مراکز علمی رواج دارد با آنچه از آموزه های استاد الهی قابل استخراج است، بپردازیم.

 

تعریف «خودیت» از دو دیدگاه متفاوت

 

۱- از دیدگاه روانشناسی مدرن

اولریک نیسر [5]، روانشناس معاصر و مطرح آمریکائی به عنوان بخشی از تحقیقات خود در مورد شخصیت انسان، توصیفی از مقوله «خودیت» ارائه نموده است که همواره به عنوان یک ریفرنس، در مجامع علمی در نظر گرفته می شود. وی این مقوله را در پنج سطح، چنین تعریف می کند:

۱- خودیت اکولوژیکی: شناخت خود به عنوان شخصی متفاوت از سایر افراد و ایجاد احساس نسبت به بدن خود.

۲- خودیت بین فردی: ادراک و احساس نسبت به موجودات دیگر. خود را متفاوت از دیگر افراد درک می کنید.

۳- خودیت بسط یافته زمانی: درک جدول زمانی و تصور گذشته و همچنین آینده.

۴ - خودیت مفهومی: ایجاد ایده ای از شخصیت کلی شما، اینکه چه کسی هستید، انگیزه ها و ارزش های شما چیست و چه گذشته ای با شخصیت شما مرتبط است.

۵- خودیت خصوصی: آگاه شدن از زندگی درونی شخصی که دیگران آن را نمی بینند.

برای آنکه بتوانیم مفهومی را که نیسر از مقوله «خودیت» ارائه داده است مورد قضاوت قرار دهیم، لازم است یک تعریف دیگر را مورد تدقیق قرار دهیم تا از راه قیاس بتوانیم حقیقت را بیابیم. با این وصف من سعی می کنم با زبانی کاملن ساده، خودیت را از دیدگاه استاد الهی به طور مختصر تشریح کنم، زیرا این مقوله را در چندین مقاله در بخش «علوم تلفیقی» پژوهشکده اندیشه آنلاین آلمان به تفضیل، تشریح نموده، ارائه داده ام. ضمن آنکه رعایت اختصار در چنین مقالاتی از ضروریات است.

 

۲- خودیت، «خودیت واقعی» و یا «خودیت حقیقی» از دیدگاه استاد الهی

به طور کاملن خلاصه، هر انسان از دو بعُد مادی و کوانتمی تشکیل شده است. بعُد مادی، همین بدن فیزیکی ما می باشد و بعُد کوانتمی از دو بخش تشکیل شده است. بخش اول را «روح بشری»، «پتانسیل بشری»، «ابر کوانتمی بشری» و یا «ابر خلقتی بشری» نامیده ایم. این بخش در طی زمانهای بسیار طولانی و تحت یک پروسه بسیار پیچیده که شرح آن در بخش علوم تلفیقی آمده است، از مرحله فرمیونها با طی مراحل جمادی، گیاهی و حیوانی، به مرحله بشری رسیده است و در این وضعیت کنونی قادر است پیچیده ترین موجود این سیاره، یعنی بدن یک انسان را شکل دهد .


کار این بخش، یعنی پتانسیل بشری، ایجاد و کنترل حیات بیولوژیک بدن فیزیکی انسان، برای مثال از طریق کنترل ترنسکریپشن می باشد و ضمنن هوش و تفکرات و غرایز حیوانی نیز همگی مربوط به همین بخش است. با این وصف، این بخش کوانتمی، محصول کنش و واکنش های انرژیایی در سیاره زمین است. بنابراین، ضمن آنکه یک موجود کوانتمی است، از تولیدات سیاره ما نیز محسوب می شود.[سند ۴]


برای یک زندگی بیولوژیکی، یک «روح بشری» نیازی به چیز دیگری ندارد، با این حال همگی ما می دانیم که یک انسان ، قادر به تکلم می باشد و این امر در گرو اندیشیدن، محاسبه، طراحی، نگرش و بینشی ماورای یک حیوان است. حال سوال اینجاست که اگر «روح بشری» قادر به ایجاد چنین امکانی در انسان نیست، پس این قابلیت از کجا می آید؟

طبق آموزش های علمی استاد الهی، یک بخش کوانتمی دیگر وجود دارد که در این آموزه ها، روح ملکوتی نام گرفته است و من این بخش را پتانسیل ملکوتی نام داده ام. این بخش، مستقیمن و بدون واسطه، از طرف مبدأ اصلی خلقت بوجود می آید. یکی از مهمترین ابزار این بخش، پدیده ای است که من آن را ترنسپوندر[6] دو سویه نام داده ام، زیرا طرز کار آن، دریافت اطلاعات از طرف مبدأ اصلی خلقت و ارسال پیام به آن مبدأ است. همه آنچه با تفکر و اندیشه سروکار دارد و همینطور قدرت تکلم، مربوط به همین ابزار روح ملکوتی می باشد، که بطور کلی یک میدان مغناطیسی است. ضمنن آنچه باید سیرکمال خود را به اتمام برساند همین بخش است.

ویدیوکلیپ ۱

مکانیسم تبادل اطلاعات میان مغز و روح بشری. در واقعیت، پیام به خودیت حقیقی ارسال می شود و در آنجا به هر دو بخش «پتانسیل ملکوتی» و «پتانسیل بشری» می رسد. در اینجا هدف آن است، نشان داده شود که آنچه مربوط به حیات بیولوژیک بدن است ، تحت کنترل روح یا پتانسیل بشری است.

.......................................

ویدیوکلیپ ۲

در واقع هر پیام از ارگانهای بدن و یا از محیط اطراف، از طریق کورتکس مغز و بوسیله بند اتصال کوانتمی به طرف خودیت حقیقی ارسال می شود. هر پیام در آنجا آنالیز شده، هر کدام از دو بخش خودیت، یعنی پتانسیل بشری و ملکوتی طی یک پروسه کنش و برهم کنش، بر روی هر یک از آن پیام ها تاًثیر گذاشته به آن پاسخ می دهد.

 

با این اوصاف و بر این اساس می توان یک «خودیت حقیقی یا واقعی» را بسادگی چنین تشریح نمود:

"مجموعه ای از هر دو پتانسیل کوانتمی، یعنی روح ملکوتی و روح بشری، خودیت واقعی یک انسان را تشکیل می دهد."

[سند ۵]

با این حساب آنچه نیسر می گوید نه تنها اینفورماتیو نیست، بلکه در راه شناخت روان و شخصیت انسانی، بسیار گمراه کننده نیز می باشد. زیرا هر نوع شناختی از خود و محیط اطراف و حتی از متافیزیک با تعریف ما، برخی ریشه در روح بشری و برخی ریشه در روح ملکوتی دارد. و این در حالی است که اکثر تفکرات در هر زمینه، محصول تداخل اطلاعات از هر دو بخش بشری و ملکوتی می باشند.

یک مثال ساده:

زمانی که شما در یک روز سرد زمستان، کلاه بر سر دارید، هنگام وزیدن یک باد شدید، سریعن به فکر نجات کلاه خود از پرواز در باد خواهید افتاد. در بعُد کوانتمی، شناخت شما از وضعیت محیط، در روح ملکوتی تجزیه و تحلیل می شود. در پی آن در خودیت، دو تصمیم  از دو بخش خودیت ایجاد شده ،در قالب یک فکر درهم ادغام می شوند. اولی که نتیجه اندیشیدن، تجزیه و تحلیل، طراحی و تصمیم گیری در اجرای طرح می باشد، بر دومی که کنترل حرکات بدن فیزیکی را در دست دارد اثر می گذارد. این فکر جدید (دستور کار) ، از طریق بند اتصال کوانتمی، به سطح کورتکس مغز شما می رسد. در  آنجا تجزیه می شود و اجرای طرح، یعنی تمام واکنش های فیزیکی، برعهده روح بشری قرار  می گیرد که در طول قرن های متمادی، مهارت انجام چنین امری را، در میدان آزمون و خطای سیاره زمین، در قالبهای بیشماری از جماد و گیاه و حیوان، آموخته است. نتیجه همه این فعل و انفعالات آنکه شما تدابیری را در جهت حفظ  کلاه خود انجام می دهید.[سند ۶]

به افراد محقق و پژوهشگر که در پی کسب اطلاعات عمیق تری در این مورد می باشند، توصیه می کنم به مقالات بخش «علوم تلفیقی» در سایت پژوهشکده اندیشه آنلاین آلمان مراجعه نمایند.

 

استاد الهی، قوم شناسی (اِتنولوژی[7]) و انسان شناسی (آنتروپولوژی[8])

با درک صحیح آنچه فوقن گفته شد، می‌توان چنین استدلال نمود که انسان شناسی علمی استاد الهی در واقع ایجاد یک پارادایم جدید مسلط در این زمینه است که هنوز در مجامع علمی و آکادمیک تثبیت نشده است. زیرا امکان ارائه گسترده آن در سطح جهانی تاکنون فراهم نشده است.

در این پارادایم، بخش های تشکیل دهنده یک انسان تشریح می شود و دلیل بروز همه آنچه از این نوع خلقت، چه مثبت و چه منفی، ناشی می‌شود را توضیح می‌دهد و گذشته از آن، بر اساس آموزش های استاد، باز هم به عنوان ایجاد یک پارادایم جدید و مسلط، بانک اطلاعاتی روحی، یا همان سیستم کارما به طور صحیح  و کامل تر از آنچه در جهان بینی هندو آمده، توصیف   می شود و همراه با تشریح کامل و شفاف و علمی «جهان موازی کوانتمی» که آن را برزخ نیز می نامند، دلیل ایجاد اقوام مختلف، مورد بحث قرار می گیرد. [سند ۷]

در نژادشناسی استاد الهی، طرح و الگوی اولیه همه نژادهای اصلی همه مخلوقات جهان، در سه محیط کوانتمی ماورائی، حتی قبل از انبساط جهان، پیش بینی شده است، حال آنکه ایشان نژادهای غیراصیل از هر نوع اصیل اولیه را نتیجه اختلاط نژادی در سیاره زمین و به تبع آن در سیارات دیگر می دانند. [سند ۸]

با درک صحیح این آموزش ها می‌توان به دلیل اصلی و واقعی ایجاد اقوام مختلف در زمین پی برد، انسان را آن طور که خلقت شده است شناخت و رفتار او را به طریق علمی تحلیل نمود.

 

استاد الهی و انقلاب در روانشناسی

بر اساس دیدگاه استاد الهی، تا زمانی که دانشمندان، روح را به درستی نشناخته اند، روان را نخواهند شناخت. من معتقدم که دلیل آن این است که روان، هم از روح و هم از جسم تأثیر می گیرد و بر هر دوی آنها نیز تأثیر می گذارد. این مقوله را نیز در همان بخش «علوم تلفیقی» بدقت توضیح داده، تشریح نموده ایم. [سند ۹]

آنچه هم اکنون در دانشگاه ها به دانشجویان رشته روانشناسی تدریس می شود، در واقع آن چیزی می باشد که از روی علائم ظاهری افرادی با برچسب «بیمار اخلاقی و رفتاری»، در مقایسه با انسان هایی با اتیکت «انسان عادی» و گاهن با انجام آزمایشات غیر انسانی و همراه با آزار و شکنجه افراد، به وسیله محققان اولیه ثبت شده است، بدون آنکه تأثیرات تعیین کننده روح  و یا حتی وجود روح، در این تحقیقات نقش داشته باشد. این امر در واقع یک پارادایم اولیه محسوب می‌شد و در فازهای بعدی بر طبق تعاریف توماس کون، به تشکیل پارادایم های مختلف و گوناگون انجامید. این در حالی است که این روند تا به این ساعت، در مجامع آکادمیک به مرحله انقلاب و ایجاد یک پارادایم مسلط نوین، نزدیک نشده است. [سند ۱۰]

البته آنچه گفته شد برای بی‌اعتبارسازی دانشمندان نیست، زیرا این افراد در حوزه مفهوم روح، با محدودیت چارچوب نظری مواجه بوده‌اند و هر زمان که برخی از آنها، در صدد کسب اطلاعات در مورد این مقوله، در متون دینی یا عرفانی به مطالعه پرداخته اند، با مسائل متفرقه و چنان درهم و مخدوش و گاهن متضادی مواجه شده اند که منجر به نوعی بی‌اعتمادی یا احتیاط علمی شده است. نتیجه آن بوده است که این افراد ترجیح داده اند در تحقیقات خود از وجود فنومنی به نام روح و اثرات آن چشم پوشی نمایند.

با اطلاعات استخراج شده از آموزش های استاد الهی که امروزه در دسترس ما می باشند، در واقع یک انقلاب فکری و یک جهش اساسی در تشکیل یک پارادایم جدید و مسلط، در تشریح صحیح روان و نحوه تشکیل و بیمار شدن آن، به وقوع پیوسته است زیرا این آموزه ها با توضیح علمی اتصال روح و جسم و قطعات تشکیل دهنده این اتصال، مانند بند کوانتمی اتصال خودیت به منبع اصلی خلقت، بند اتصال کورتکس مغز به خودیت واقعی و نحوه کنش و واکنش های درون خودیت و مطالبی از این دست، به ما این امکان را می دهد که روان را برای اولین بار به شکل واقعی آن بشناسیم و تجزیه و تحلیل نمائیم. درست در همین رابطه است که مفاهیمی چون، روح، روان، ذهن، عقل و غریزه از یکدیگر تفکیک شده، به درستی تشریح می شوند. این همان اطلاعاتی است که روانشناسی آکادمیک از فقدان آن رنج می برد. [سند ۱۱]

اضافه بر آن، تشریح و توضیح صحیح و علمی خاستگاه یک صفت غریزی و نحوه تشکیل و اثرات دو جانبه آن در بعد فیزیکی و بعد اخلاقی و روانی، از جمله کشفیاتی می باشد که بر اساس آموزش های استاد الهی برای اولین بار در جهان موفق به ارائه آن شدیم. [سند ۱۲]


گذشته از همه آنچه گفته شد، اعجاز افکار استاد را می توان در ارائه  اطلاعاتی در مورد نحوه سیرکمال روحی، از جماد به گیاه، از گیاه به حیوان و از حیوان به مرحله بشری یافت که در واقع ایجاد یک پارادایم نوین در این زمینه می باشد، زیرا عمده آنچه ما از این مسئله می دانستیم مربوط به جهان بینی هندو و مقوله تناسخ می باشد. این پارادایم جدید با اشاره به اشکالات تناسخ، به ما روش صحیح و واقعی سیرکمال در بعد کوانتمی را به طریق سیرصعودی می آموزد.

در هر حال من عمیقن بر این باور هستم که دامنه آموزش های منحصربفرد استاد الهی در زمینه های علمی، فلسفی، اجتماعی و عرفانی، چنان وسیع است که هرگز کسی قادر نخواهد بود بطور همزمان، برای مثال در یک کتاب، همه آن گستره را مورد بررسی قرار دهد. این مختصری که در این مقاله آورده شد، تنها یک اشاره کوچک به دو یا سه مورد از آن مجهولاتی بود که بوسیله ایشان حل شده و به آن پاسخی علمی و منطقی داده شده است و به عنوان پارادایم های جدید و مسلط، طبق مرحله بندی توماس کون، بزودی با آشنائی روز افزون مراکز آکادمیک جهان با آن، به مرحله انقلاب خواهد رسید.

ما در پژوهشکده اندیشه آنلاین آلمان معتقدیم، هر فرد طالب حقیقت و هر محقق و پژوهشگر علم، فلسفه و عرفان که دچار آفت فرقه گرائی نباشد، موظف است در بیوگرافی، دستاوردها و آثار استاد الهی، یک تحقیق عمیق و دامنه دار را به انجام برساند. تنها در این صورت است که لقب پژوهشگر، برازنده او خواهد بود. زیرا تنها بدین طریق است که می توان به این حقیقت مهم پی برد که جهان بینی استاد الهی، به احتمال زیاد، کامل ترین و آخرین جهان بینی در این تمدن خواهد بود که قادر است علم، فلسفه و عرفان را یکپارچه کند.

 

پژوهشکده اندیشه آنلاین آلمان (AOG)، یازدهم سپتامبر را به عنوان «روز استاد الهی» نام گذاری کرده است.

 


  تحقیق و پژوهش: فرامرز تابش

کد مقاله در آرشیو پژوهشکده اندیشه آنلاین آلمان:

Archive Code: AOG-2022-FA | Encoded Title String: Huühc jtövhj hsjhn hgid nv hdühn #hvhnhdlihd ündn

  


زیرنویسها

ر[1] متافیزیک از دیدگاه پژوهشکده اندیشه آنلاین آلمان، به همه علوم حقیقی ازلی اطلاق می شود که در قالب دانش اولیه، برای ایجاد جهان هستی، از طرف مبدا اصلی خلقت به ماهیت انتقال یافت، ولی هنوز علوم آکادمیک از آن بی خبر است.س

[2] Thomas Samuel Kuhn  1922  - 1996 

 [3] The Structure of Scientific Revolutions

 [4] این دو کتاب و همینطور کتابهای دیگری که من در همین ارتباط نوشته ام هنوز بچاپ نرسیده اند. یکی از دلایل آن این است که مطالبی در آنجا مطرح شده، مورد بحث قرار گرفته اند که هنوز مایل نیستم در دسترس همگان قرار گیرند.

[5]Ulric Richard Gustav Neisser  1928 - 2012    .یک روانشناس مطرح آمریکایی و عضو هیئت مشاوره علمی بنیاد سندرم حافظه کاذب بود  

i[6]Transponder

[7] Ethnology

[8] Anthropology


اسناد


    [سند 1] مقالات سال 2021 ، 2020 ، 2019 -2018B ، 2018A  به همین مناسبت.

    [سند ۲] گزارش استاد الهی از نحوه خلقت و تفاسیر مربوطه: بخش اول و بخش دوم.

    [سند ۳] به غیر از مقالات علوم تلفیقی به فارسی و پنج زبان دیگر، امر لزوم تلفیق علوم آکادمیک با تعالیم استاد الهی بطور مشخص در مقالاتی به زبانهای انگلیسی، آلمانی، فرانسوی، اسپانیائی و عربی نیز تشریح شده است .

    [سند ۴] همه مقالات بخش علوم تلفیقی: مبحث دوم: آفرینش، ایجاد موجودات سیاره زمین - ارائه بیولوژی نوین.

    [سند ۵] مقاله خودیت حقیقی در بخش علوم تلفیقی سایت پژوهشکده اندیشه آنلاین آلمان.

    [سند ۶] مقاله «روح بشری» در بخش علوم تلفیقی.

..س[سند ۷] مقالات انسان - کارما  برزخ

.س[سند ۸] گزارش استاد الهی از نحوه ایجاد خلقت، به ویژه بخش دوم گزارش – تفسیر پاراگراف دهم و یازدهم

.س[سند ۹] بخش علوم تلفیقی، مقاله روان- قسمت اول و قسمت دوم

    [سند ۱۰] در سال ۲۰۱۰ میلادی، هالیوود فیلمی ساخت با نام  SHUTTER ISLAND.  در این فیلم بدرستی آزمایشاتی به تصویر کشیده می شوند که بر روی افرادی با اتیکت «بیمار روانی» به انجام می رسند و نهایتن موجب فرو ریختن شخصیت  فرد می شوند، بدون آنکه روانشناسان و روانپزشکان                       دست اندرکار این پروژه، قدمی به شناخت خود نسبت به شخصیت انسان و روان نزدیکتر شوند.

یک نمونه دیگر:

 "مطالعه هیولا" یک آزمایش لکنت زبان با ۲۲ کودک یتیم در داونپورت، آیووا در سال ۱۹۳۹ بود که توسط وندل جانسون در دانشگاه آیووا انجام شد. جانسون یکی از شاگردانش به نام مری تودور را برای انجام آزمایش انتخاب کرد و بر تحقیقات او نظارت داشت. پس از قرار گرفتن کودکان در دو گروه کنترل و آزمایش، تودور به نیمی از کودکان گفتار درمانی مثبت داد  و نیمی دیگر گفتار درمانی منفی . کودکان به دلیل هرگونه نقص زبانی تحقیر می شدند و به آنها گفته می شد که لکنت دارند. بسیاری از کودکان یتیم با زبان عادی که در این آزمایش، درمان منفی دریافت کردند، در طول زندگی خود از اثرات روانی منفی رنج بردند و برخی مشکلات زبانی داشتند. این آزمایش توسط برخی از همکاران جانسون "مطالعه هیولا" نامگذاری شده است، آنها از اینکه چنین آزمایش هایی را  روی کودکان یتیم برای اثبات یک نظریه (همراه با شکنجه و آزار کودکان) به انجام رسانده بودند، وحشت زده شدند. این آزمایش به دلیل ترس از شهرت جانسون در پی آزمایش های مشابه انجام شده توسط نازی ها در طول جنگ جهانی دوم خدشه دار شد. دانشگاه آیووا در سال ۲۰۰۱ علناً برای آزمایش "مطالعه هیولا" عذرخواهی کرد.

منبع:

 https://www.mydailyselfmotivation.com/articles/humans/top-10-unethical-psychological-experiments.html

 

   [سند ۱۱] اجزای تشکیل دهنده یک خودیت واقعی.

   [سند ۱۲] مبحث کوانتومگنتیک ها، مقاله "ظهور صفات و کاراکترهای غریزی" در بخش «علوم تلفیقی» .


                                    فایل صوتی - تصویری در یوتیوب. کلیک کنید

                                    فایل صوتی برای نابینایان. کلیک کنید

                       

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر